خرید بک لینک
چقدر خوابم میاد ... خیلی خیلی خوابم میاد ،سه شنبه شب یا بعبارتی شبه چهار شنبه احیا بود و نخوابیدم چهارشنبه عصری کم خوابیدم که شب خوب بخوابم کم و بیش هم همینطور شذ ولی صیح زود بیدار شدم هم کار بانکی هم خرید واسه مهمونی که خرید تا ظهر طول کشید امدم و جابجا کردم و خوابیدم ...شب دوباره احیا بود زفتیم ام

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 4:46

الهی! بر هر که داغ محبّتِ خود نهادی، خِرمن وجودش را به باد نیستی در دادی. الهی!من کیستم که تو را خواهم، چون از قیمت خود آگاهم، از هر چه میپندارم کمترم، و از هر دمی که میشمارم بدترم.الهی! فراق، کوه را هامون کند، هامون را جیحون کند، جیحون را پر خون کند. دانی که با این دل ضعیف، چون کند؟الهی! اگر مستم

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 4:11

امروز اول ماه رمضونه و از اولین روز دردسرا بی خوابی شروع شد .... بعد سحر نتونستم بخوابم یعنی کل شب رو 2/5 ساعت خوابیدم .......خیلی سرم درد می کنه ....

اول صبحی هم بحثای کاری کلافم کرد ...............................

چقدر منفی شدم خدا ....چقدر گرسنه ام و خوابم ولی هیچ کدوم مهم نیست تا تو خدای این دلی .............. 5 شنبه رفتم اسباب کشی خواهرم کمک کردم مثلا امدم کمک کنم که دستم بریدم تا عصر خون مبامد

+ نوشته شده توسط نرگس در شنبه ششم خرداد ۱۳۹۶ و ساعت 9:13 |

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 11:00

خیلی روزای خوبی نیست نه اینکه روزا بد باشه فق همراه با تشویش و نگرانیه ... نمی نویسم چون ذهن شلوغم بریزم تو کلمات ......... خدایا کمک کن .....می دونم کمک می کنی اما صبوری ندارم بهم صبر بده ... خدایا از اینهمه ناامیدی خسته ام نه اینکه ناامیدم صبور نیستم .....خیلی صبور بودم نمی خوام صبوریم تموم شه !!م

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 11:00

امروز سه شنبه خوب و دوست داشتنیه ... هرچی این چند روز خواستم راجع به چشم اطلاعات کسب کنم نشد یعنی مشکل چشم من هیچ جا نیست اما دکتر همچین چیزی نگفت !! هنوز مجددا نرفتم دکتر البته آخربن بار که فرودین گفت 3 ماه دیگه بیا ... چشم خیلی درد می کنه اینکه دنبال کسب اطلاعاتم ....

می دونم چیزی نیست !! خوب میشم

+ نوشته شده توسط نرگس در سه شنبه نهم خرداد ۱۳۹۶ و ساعت 11:43 |

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 11:00

امروز إعلام كردن كه شنبه شركت تعطيله با وجود تعطيلي اخر هفته و ١ شنبه و دوشنبه ميشه ٥ روز و چون ماه رمضونه كاري نميشه كرد،جايي نميشه رفت ....ولي كلا حس تعطيلي خوبه شكر ....
+ نوشته شده توسط نرگس در چهارشنبه دهم خرداد ۱۳۹۶ و ساعت 23:25 |

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 11:00

انقدر اين چند روز خواهر زاده هاي جقله شلوغ مي كردن وقت نكردم بنويسم.... شايد فردا بنويسم ....

فكر كنم ماه رمضون تموم شه منم تموم شم بخصوص إز كم ابي...خشك ميشم....

+ نوشته شده توسط نرگس در دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۶ و ساعت 22:46 |

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 11:00

انقدر این چند روز شلوغ پلوغ بود نشد بنویسم ....چهارشنبه کهرفتم به همه اعلام کردم شنبه تعطیلم ... روز 5 شنبه کار داشتم به دوستم زنگ زدم که بیاد باهم بریم و بعد بریم امامزاده صالح که اونم امد اما کارم طول کشید و برگشتیم ....این چند روز که روزا باخواهرم می رفتم بیرون هر شب ی برنامه داشتیم .... یه شب اف

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 11:00

دیشب خونه زن دایی اقطا دعوت بودیم .... دور همی خوبی بود ...

حالا مامان هم می خواد افطاری بده اما فرصتی نیست داداشی ما رو پا در هوا نگه داشته چون ممکنه نباشه بخاطر همین همش امروز فردا می کنه ....وسط هفته هم که نمیشه مامان دست تنها نمی تونه ....

+ نوشته شده توسط نرگس در چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۶ و ساعت 16:31 |

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 11:00

فكر كنم خيلي وقته انقدر نخوابيده بودم و اين مدت طولاني تو رختخواب نبودم.... الان دارم دراز كش مي نويسم حس خوبيه... صبحانه هم كه نمي خوام بخورم بنابراين ميشه نيم ساعت ديگه هم بمونم بعد پاشم برم دنبال كارام.....
+ نوشته شده توسط نرگس در پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۶ و ساعت 10:5 |

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 11:00

امروز شنبه است یه شنبه دیگه .....

آخر هقته خوبی بود ... 5 شنبه رفتم دنبال عکسای خواهر زاده ام ظهر امدم خونه و چندقسمت از ی سریال دیدم و بعد مامان و بابا رو واسه افطار بردم جایی که دعوت بودن امدم و تنهایی افطار کردم ...جمعه هم کار خواستی نداشتم تا ظهر یکم خئنه رو مرتب کردم و بعد هم ادامه سریال دیدم ....

+ نوشته شده توسط نرگس در شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۶ و ساعت 14:40 |

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 11:00

این چند روز کار خاصی نداشتم منظورم سرکار نیست سرکار همیشه کار هست ....منظورم خونه بود ....عصرا که میرم می خوابم بهد که بیدار میشم هم قران و افطار و بار بیکاری ..... کاش ی کتابی بود می خوندم ... یا فیلم می دیدم ...
+ نوشته شده توسط نرگس در دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۶ و ساعت 8:6 |

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 11:00

صفحه بندی